چرا داشتن یک سایت مستقل بهتر از استفاده از یک سیستم وبلاگدهی است؟

هفته پیش بود که از وبلاگ قدیمی‌ام به اینجا کوچ کردم. قبل از وبلاگ اخیرم در سامانه بلاگ هم وبلاگ‌های دیگری با موضوعات مختلف در بلاگفا، پرشین بلاگ و… داشته‌ام. چیزی‌هایی که دلیل این مهاجرت بوده‌اند را تنظیم و مکتوب کرده‌ام و نتیجه آن پست پیش رو است.

در این مطلب سعی کرده‌ام که به این سؤال پاسخ دهم که چرا داشتن یک سایت مستقل بهتر از استفاده از یک سیستم وبلاگدهی است؟ این پست ممکن است که به کسانی که تا حالا آرزوی داشتن یک سایت و وبلاگ را داشته‌اند کمک کند تا تصمیم درستی بگیرند و وقت، سرمایه، اعتبار و… خود را در مسیر اشتباهی صرف نکنند.

محدودیت‌های فنی سیستم‌های وبلاگدهی

سیستم‌های وبلاگدهی از داخلی گرفته تا خارجی اغلب دارای محدودیت‌های زیادی هستند که به مرور زمان و با رشد وبلاگ آزار دهنده می‌شوند. مثلا در سیستم بلاگفا فضای آپلود مستقیم تصاویر وجود ندارد و همینطور یک تبلیغ آزاردهنده در بالای وبلاگ نمایش داده می‌شود. همینطور در بقیه سیستم‌ها نیز محدودیت‌هایی نیز رایگان نبودن برخی امکانات ساده نظیر امکان قرار دادن برخی کدهای جاوااسکریپت، فضای آپلود محدود و یا غیر رایگان، تنوع کم قالب‌ها (پوسته‌ها) و… وجود دارد.

در دسترس نبودن سیستم‌های وبلاگدهی جهانی

محدودیت‌های سیستم‌های وبلاگدهی جهانی نظیر وردپرس و بلاگر بسیار کمتر از سیستم‌های داخلی نظیر بلاگفا، پرشین بلاگ، میهن بلاگ و… است ولی متاسفانه این سیستم‌ها در داخل کشور مسدود (فیلتر) هستند. دلیل مسدودی این سیستم‌ها احتمالا عدم امکان کنترل نهادهای فیلتر کننده بر روی آن‌هاست. به عبارتی اگر شما در وبلاگ داخلی‌تان مطلبی بنویسید که آقایان بنا به هر دلیلی از آن خوششان نیاید به راحتی و تنها با یک نامه کل وبلاگتان مسدود می‌شود و مشخصات شخصی‌تان برای پیگیری‌های قضایی در اختیار نهادهای مربوطه قرار می‌گیرد. متاسفانه این سختگیری‌ها به حدی شده است که بعضا خود مدیران سیستم‌های وبلاگدهی هم مورد پیگیری قضایی قرار گرفته‌اند و به همین خاطر حالا حتی در صورتی که نامه‌ای از هیچ نهادی وجود خارجی هم نداشته باشد، بعضا وبلاگ شما در سیستم‌هایشان به خاطر ترس از دردسر مسدود می‌شود!

در همچنین وضعی است که داشتن یک سایت مستقل مفید به نظر می‌رسد. زیرا سایت شما تنها به خاطر نظر شخصی و ترس یک فرد مسدود نخواهد شد، هویت شما الزاما مشخص نخواهد بود و همینطور در نهایت حتی با مسدود شدن احتمالی سایت‌تان، مطالب شما همچنان در سطح جهانی (خارج از ایران) در دسترس خواهد بود.

آزادی‌های سایت‌های مستقل

داشتن سایت مستقل در مجموع آزادی‌های فنی و غیر فنی زیادی به شما می‌دهد که در یک وبلاگ ساخته شده توسط یک سیستم وبلاگدهی ممکن است که هرگز نتوانید تجربه کنید. به عنوان مثال شما دامنه مستقل خودتان را خواهید داشت و می‌توانید از سایت خود هر مدل درآمدی که خودتان دوست دارید داشته باشید، به هر اندازه که مایل باشید می‌توانید در سایتتان فایل (با هر فرمتی) آپلود کنید، از نظر قانونی فقط خودتان مسئول محتوای تولید شده خواهید بود و دیگران محتوای وبلاگتان را سانسور نخواهند کرد و ده‌ها مورد دیگری که با کمی اندیشیدن می‌توان به آن‌ها رسید.

با تمامی این تفاسیر باز هم این یک حکم قطعی نیست، داشتن یک وبلاگ در یک سیستم وبلاگدهی از برخی جهات می‌توانید برای بعضی‌ها مفیدتر از یک سایت اختصاصی باشد. سعی می‌کنم که در مقاله‌ای جداگانه در این خصوص بنویسم.

رشت، شهری که به فکر ارتقاء سلامت روح و جانش است!

دوست عزیزمان امین حسن‌پور در وبلاگ ورگ مطلبی تحت عنوان “معامله‌ای بر سر روح رشت” منتشر کرد. بسیار دوست داشتم که پس از انتشار این پست مطلبی در این خصوص بنویسم ولی این فرآیند، هم زمان شد با انتقال وبلاگ‌نویسی‌ام از وبلاگ قدیمی‌ام در سامانه بیان به این سایت جدید و به همین خاطر اندکی در نوشتن این مطلب تاخیر به وجود آمد.

برای دوستانی که این مطلب ورگ را نخوانده‌اند لازم است که بگویم این مطلب در خصوص نفی ساخت و سازها و برنامه‌های فرهنگی اخیر رشت نوشته شده و سعی شده که در آن به ایرادات این قبیل از برنامه‌ها اشاره شود.

به عنوان مثال این مطلب نگاه دلسوزانه‌ای به تاریخ و جایگاه رشت دارد و نویسنده آن معتقد است که نباید جایگاه رشت را با استفاده از القابی نظیر “کلانشهر” و… خدشه‌دار کرد.

من به شخصه به عنوان یک گیلک و کسی که خودم را رشتی می‌دانم با بخشی از این مطلب که نباید سطح فرهنگی رشت را با برخی چیزهای سطحی پایین آورد کاملا موافق هستم ولی در مجموع احساس می‌کنم که اینگونه حساسیت‌ها در خصوص این اقدامات کمی اغراق آمیز است.

در این مطلب ابتدا در مورد حضرت میرزا نوشته شده و بعد کم کم در مورد تاریخ گیلان صحبت شده و در نهایت تشبیهی صورت گرفته که رشت روحش را به مفیستوفلس فروخته است!

به نظرم اینگونه نوشته‌ها پیش از اینکه متنی فنی باشند که در آن در مورد مزایا و معایب شهرسازی، برندسازی و… صحبت شود، اغلب متنی احساسی هستند، متنی احساسی که به خوبی احساسات نویسنده را انتقال می‌دهند ولی در آن نه تنها خبری از راهکارهای پیشنهادی نیست، بلکه حتی دلایل مخالفت نویسنده با برخی اقدامات به درستی درک نمی‌شود.

به عنوان مثال در بخشی از این مطلب آمده است که: ” روزهای این هفته به نام «رشت؛ شهر باران‌های نقره‌ای»، «رشت؛ شهر همدلی و همزبانی»، «رشت؛ روز بصیرت و میثاق با ولایت»، «رشت؛ شهر نشاط»، «رشت؛ شهر خلاق خوراک»، «رشت؛ شهر فرهنگ و هنر» و «روز رشت» نامگذاری شده است.” ولی در هیچ جایی از متن اشاره‌ای به این نشد که مشکل نویسنده دقیقا با کدام قسمت است؟ نام و یا نام‌هایی خاص از این روزها؟ اصلا اینکه رشت هفته و روزی مختص به خود دارد؟ اینکه کلا نام‌گذاری روزها را درست نمی‌پندارد؟ و…

تاکید می‌کنم که من خودم هم به جد با برخی از اتفاقات پیرامون روز رشت مخالفم و شاید روزی در همینجا در خصوص آن نوشتم. همینطور به جد با برخی از اتفاقاتی که در خصوص نوسازی مرکز شهر صورت می‌گیرد مخالفم، ولی هدف از نوشتن این مطلب این است که هر مخالفتی (مخصوصا از طرف شخص بزرگی مانند امین حسن‌پور) باید مبنای منطقی و فنی داشته باشد و در کمال احترام به حق آزادی بیان ورگ بعید می‌دانم که نوشته‌های احساسی دوای درد رشت و فراتر از آن گیلان باشد.

من در مجموع فکر می‌کنم که رشت راهی را آغاز کرده است که تبریز، مشهد، اصفهان و سایر کلانشهرهای ایران سال‌ها پیش آغاز کرده‌اند و ثمره آن هم رشد و شکوفایی این شهرها از نظر فرهنگی، اقتصادی، ورزشی و… و همینطور اتحاد و همبستگی بیش از قبل مردم سایر شهرهای آن استان‌ها با مرکز (و برعکس) بوده است.