پاسخی به نفرت پراکنی گسترده وبلاگ ورگ نسبت به رشتی‌ها

چندی پیش وبلاگ ورگ به مدیریت امین حسن‌پور مطلبی تحت عنوان «چند نکته در حاشیهٔ یک ادعا» منتشر کرد. متاسفانه این نوشته نیز همانند بسیاری از نوشته‌های قبلی این وبلاگ مانند «معامله‌ای بر سر روح شهر رشت» سراسر از نفرت‌پراکنی علیه رشتی‌ها است.

در ابتدا تصمیم نداشتم که واکنشی نسبت به ادعاهای غیر علمی و نفرت‌پراکنانه این مطلب نشان دهم زیرا احساس می‌کردم که مواضع سیاسی امین حسن‌پور و مجله‌ای که برای آن کار می‌کند برای همه آشکار است. سپس به این نتیجه رسیدم که لازم است که چنین مطالبی به منظور درج در تاریخ نوشته شوند.

در ابتدا از شما دعوت می‌کنم که اصل این مقاله را در خود ورگ بخوانید و سپس درادامه با من همراه شوید.

هدف دفاع / تایید آقای محمدتقی پوراحمد جکتاجی نیست

قبل از هر چیزی باید به این نکته اشاره کنم که هدف از نوشتن این مطلب دفاع / تایید بیانات جناب آقای محمدتقی پوراحمد جکتاجی نیست. اینکه من به بیانات ایشون معتقدم یا نه در این مقاله نمی‌گنجند.

هدف از نوشتن این مطلب بیان خطاهای سهوی یا عمدی است که در نوشته فوق الذکر وجود دارد. پس الزاما این مطلب در خصوص رد و یا تایید «معیار قرار دادن گویش رشتی» نیست.

آقای حسن‌پور تفاوت میان «گویش» و «لهجه» را نمی‌داند

نخستین ادعای غیر علمی منتشر شده در این مطلب لهجه خوانده شدن گویش‌های مختلف زبان گیلکی است. خیلی بعید به نظر می‌رسد که آقای حسن‌پور تفاوت میان «گویش» و «لهجه» را نداند.

گیلکی دارای گویش‌های مختلفی نظیر غربی، شرقی، گالشی و… است. این در حالی است که مردم هر یک از شهرها و یا روستاها ممکن است که دارای لهجه منحصر به فردی باشند.

طبق تعاریف علمی گویش گونه‌هایی از یک زبان است که در کلمات و قواعد دارای تفاوت‌های اندک باشند. اما لهجه نحوه ادا کردن کلمات و جملات توسط افراد است. معمولا لهجه چیزی نیست که اکتسابی باشد ولی زبان و گویش بر خلاف لهجه قابل یادگیری هستند.

به عنوان مثال یک هندی همیشه می‌تواند به زبان انگلیسی و گویش‌های آمریکن و یا بریتیش تسلط پیدا کند ولی سخت می‌تواند در زمان انگلیسی صحبت کردن لهجه هندی خود را نادیده بگیرد.

یک فرد از شرق گیلان همواره می‌تواند به گویش‌های غرب گیلان صحبت کند ولی لهجه وی همواره منحصر به فرد خواهد بود.

حال سؤال این است که آیا لهجه خوانده شدن گویش رشتی توسط امین حسن‌پور یک اتفاق است؟

مغلطه کلانشهر، ایشون حتی به ویکی‌پدیا هم نگاه نکرده است!

طبق تعاریف جهانی به شهرهایی که بالای ۴ میلیون نفرجمعیت داشته باشند کلانشهر گفته می‌شود. طبق این تعریف تهران تنها کلانشهر ایران است.

طبق تعاریف داخلی، شهرهایی که دارای حداقل ۵۰۰ هزار جمعیت باشند کلانشهر محسوب می‌شوند ولی تنها در صورت داشتن ۱ میلیون جمعیت قادر خواهند بود تا از مزایای مالیاتی استفاده کنند.

طبق آمار سال ۱۳۹۵ جمعیت شهر رشت ۶۸۰ هزار نفر است. همچنین بر اساس آمار سال ۱۳۹۰ جمعیت شهرستان رشت ۹۱۸ هزار نفر بوده.

با این تفاسیر جمعیت شهر رشت به خودی خود بالای ۵۰۰ هزار نفر است و نیازی به جعل آمار شهرهای اطراف برای نشان دادن جمعیت بیشتر ندارد. از طرفی جمعیت شهرستان رشت نیز با ۱ میلیون نفر فاصله دارد وامکان استفاده‌های مالیاتی وجود ندارد.

هر چند بدیهی است که قوانین کلانشهرها در مورد شهرها هستند نه شهرستان‌ها! با فرض اینکه شهرستان رشت بالای ۱ میلیون جمعیت داشته باشد کمکی به دریافت مزایای مالیاتی شهر رشت نمی‌کند.

حال باز پرسشی مطرح می‌شود که آیا نویسند ورگ توان یک جستجوی ساده در درون اینترنت را نداشته است؟ من اینطور فکر نمی‌کنم!

بی‌ارزش بودن مطلب از بعد تاریخی

در جایی از مطلب می‌خوانیم «اساسا مرکزیت رشت بسیار متاخر و مربوط به بعد از نفوذ صفویه در گیلان و سپس اشغال آن است.»

صفویان حکومتی بودند که بین سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی در ایران حکومت می‌کردند. این بدان معناست که وقتی داریم در مورد زمان مرکز شدن رشت صحبت می‌کنیم در حال اشاره به تاریخ ۴۰۰ – ۵۰۰ ساله هستیم!

برای اینکه بتوانید تاریخ ۴۰۰ – ۵۰۰ ساله را بهتر درک کنید کافیست به این موضوع بیاندیشید که کشور آمریکا در حدود ۳۰۰ سال پیش به استقلال رسید!

امین حسن‌پور در نوشته خود جوری از این تاریخ صحبت می‌کند که گویی اشاره آن به عصر معاصر است.

گزاره‌های بی‌سند و غیر معتبر

ورگ در مطلب بالا به گزاره‌هایی اشاره کرده است که هیچ سند معتبری ندارند و صرفا فرضیات امین حسن‌پور و ساخته ذهن وی هستند. در ادامه صرفا به چند تا از آن‌ها اشاره می‌کنم:

  • «…آن بخش برخوردار رشت از بقیهٔ مردم رشت، در انتخاب زبان و سطح آشنایی یا بیگانگی نسبت به فرهنگ قومی هم به خوبی مشهود است.»
  • «لهجهٔ رشتی به این دلیل که اساسا توسعه و شهر شدنش همزمان با ارتباط با غیرگیلکان و ارتباط با پایتخت صفویان و حکومتهای بعدی بوده، بیشترین آمیزش را با فارسی داشت»
  • «در فقدان تاریخ ادبیات فاخر و یا ادبیات مردمی معاصر و با توجه به همهٔ نکات گفته شده، تنها برهان و تنها امید مدافعان معیار شدن گویش رشتی، مرکزیت این شهر و در نتیجه حمایت و دخالت دولت است.»

از این دست از گزاره‌های بی‌سند و غیر علمی در متن به وفور یافت می‌شود.

آقای حسن‌پور خودشان را نماینده فرودستان می‌دانند!

در جایی از متن نوشته شده است «این شکل از ناسیونالیسم البته نه در میان طبقهٔ فرودست رشت بلکه در میان همان بخش از جامعه که هنوز حقوقهای خوبی برای خوش‌خوراک بودن میگیرند شکل گرفته است»

این گزاره نیز هماننده گزاره‌های بی‌سند و منطق بالا است ولی به قدری پوچ بود که لازم است که به طور جداگانه به آن پرداخته شود.

امروزه افراد زیادی از محله‌های فقیرنشین رشت و قشر کم‌درآمد رشتی به حق به دنبال افکار ناسیونالیستی هستند زیرا دقیقا این اقشار هستند که مزه تبعیض را بیشتر از هر قشر دیگری درک می‌کنند.

اتفاقا یکی از گله‌های این قشر از افراد به قدرت رسیدن همشهری‌های آقای حسن‌پور در رشت است. آن‌ها به حق ناراحتند که در شهر خودشان اقلیت هستند و با منابع سرشاری که در شهرشان وجود دارد افرادی از شرق و غرب برایشان تصمیم بگیرد.

قشر ناسیونالیست رشتی معتقدند که منابع هر شهری متعلق به مردم همان شهر است. همانطوری که یک رشتی نباید جای خالی منابع انسانی شهرهای لاهیجان، لنگرود و… را پر کند یک شرق گیلانی هم نباید شغل‌های رشت را اشغال کند.

از معروف‌ترین اقشار با تعصب رشتی می‌توان به هواداران تیفوسی داماش گیلان اشاره کرد. آن‌ها بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی و با صرف نظر کردن از هزینه‌های روزمره خود، مال و جسم و روح خود را وقف رشت و هویت گیلکی می‌کنند.

حرف پایانی

این نوشته ورگ به قدری بی‌معنا، دارای تناقضات بسیار، غیر علمی و احتمالا سرشار از عقده‌های درونی بود که می‌توان در مورد تک تک جملات آن بسیار نوشت. در بالا فقط به بخش‌هایی از اعم آن اشاره شد و تفکر در مورد بقیه آن و قضاوت در موردش را به عقل سلیم گیلک‌های سراسر ایران واگذار می‌شود.

به شخصه امیدوارم که وبلاگ ورگ از مسیر فعلی خود خارج شده و به جای آب ریختن در آسیاب دشمنان گیلک‌ها و مردم گیلان، به کارهای فرهنگی که در آن تخصص دارد بپردازد و مردم شهرها و مناطق مختلف گیلان را بر علیه یکدیگر تحریک نکند.

در پایان روز رشت را خدمت کلیه گیلک‌ها و شهروندان رشتی تبریک عرض می‌کنم.

ساکنین این جایگاه الزاما بی‌غیرت نیستند!

شاید در مورد بازی اخیر تیم‌های پرسپولیس و استقلال خوزستان شنیده باشید. ظاهرا در لحظات پایانی تعدادی از هواداران پرسپولیس حاضر در استادیوم غدیر خوزستان توسط سنگ پرانی برخی از هواداران استقلال خوزستان مصدوم شدند.

در بسیاری از خبرگزاری‌ها اینطور ذکر شده که که دلیل این امر ناراحتی طرفداران تیم استقلال خوزستان از پنالتی دقایق پایانی بوده. ممکنه که این امر عامل حساس شدن هواداران شده باشد ولی به طور قطع دلیل اصلی این اتفاق نیست. من به عنوان یک داماشی که بارها شاهد پیش آمدن اتفاقات مشابه در شهرهای رشت و تهران بودم (در رشت به عنوان میزبان و در تهران به عنوان مهمان) دوست دارم که در این مطلب از زاویه‌ای دیگر به این قضیه نگاه کنم.

یکی از عوامل که باعث به وجود آمدن نفرت در بین هواداران تیم میزبان نسب به هواداران مهمان می‌شود فرض بر این است که این هواداران از ساکنین همان شهر و یا استان هستند که با بی‌غیرتی به جای حمایت از تیم منطقه خودشان در جایگاه مقابل نشسته‌اند! این افراد به چشم هواداران تیم میزبان همچون خائنین به مرزهای یک کشور تلقی می‌شوند!

این فرض تا حدودی صحیح است ولی چیزی این دسته از افراد در نظر نمی‌گیرند این است که امروزه کمتر شهروندی پیدا می‌شود که طرفدار تیمی غیر از تیم منطقه خودش باشد. شاید بپرسید که پس جایگاه مهمان به چه شکلی پر می‌شود؟ در زیر دلایل این مسئله ذکر شده است:

  • اغلب تیم‌ها دارای هواداران تیفوسی هستند. این هوادارا حتی اگر باشگاه محبوب‌شان امکانی برای سفرهای فرا استانی در نظر نگیرد همیشه و با هزینه شخصی خودشان بازی تیم مورد علاقه‌شان را با هزینه شخصی و از نزدیک دنبال می‌کنند.
  • بیشتر تیم‌های شاغل در لیگ‌های ایران از شهرهای بزرگ کشور هستند. امروزه در شهرهای بزرگ و علل خصوص کلانشهرها درصد بالایی از ساکنین از شهروندان بومی نیستند و طبیعیه که تیم محبوب‌شان با تیم ساکنان بومی متفاوت باشد.
  • امروزه هزینه سفر به شدت پایین آمده است. مثلا یک هوادار تهرانی یکی از تیم‌های پرسپولیس یا استقلال به راحتی و با صرف تنها ۵۰ هزار تومان قادر خواهد بود که بازی تیم محبوبش را در استادیوم‌های رشت از نزدیک مشاهده کند.
  • درصدی محدود از افراد بومی که طرفدار تیمی غیر از تیم منطقه خودشان هستند «دلایلی» برای این موضوع دارند. دلایلی که شاید از نظر ما نامعقول به نظر برسند ولی به هر حال از نظر اون‌ها منطقی هستند. درسته که نیازی نیست که تا ما این افراد را دوست داشته باشیم ولی نیازی به برخورد قهرآمیز هم نیست!

با تفکر بر روی موضوعات بالا پی می‌بریم که ساکنین جایگاه مهمان الزاما بی‌غیرت نیستند. پس حداقل کاری که از ما بر می‌آید این است که در مقابل اینگونه رفتارهای خشن ایستادگی کنیم.

لوگو تیم‌های فوتبال شاغل در لیگ‌های ایران سال ۱۳۹۵

چندیست که همکاران من در جنگل در حال کار بر روی نسخه تازه سایت وارش اسپرت (هواداران داماش گیلان) هستند. نسخه آزمایشی این سایت در روز جشن شش سالگی وارش اسپرت توسط من معرفی شد.

یکی از ویژگی‌های این سایت نمایش آمار و ارقام مرتبط با تیم‌ها و بازی‌هایشان در لیگ‌های معتبر ایران است. ما برای بالا بردن تجربه کاربری و همچنین ایجاد یک رابط کاربری خوب تصمیم گرفتیم که کلیه تیم‌های موجود در سایت به غیر از نام‌شان، بر اساس لوگوشون نیز قابل تشخیص باشند.

در ابتدای امر این کار بسیار ساده به نظر می‌رسید ولی پس از اتمام جمع‌آوری و بهینه‌سازی لوگوهای لیگ برتر متوجه شدیم که برای جمع‌آوری نماد تیم‌های شاغل در دسته‌های اول و دوم به شدت دچار مشکل هستیم. متاسفانه ما نتونستیم مرجع کاملی پیدا کنیم که در اون تمامی لوگوها با سایز و فرمت مناسب موجود باشد. در نتیجه مجبور شدیم که خودمون آستین بالا بزنیم و همچین مرجعی رو آماده کنیم.

پس از اینکه ما این تصاویر رو در پروژه استفاده کردیم من تصمیم گرفتم که این مجموعه رو اینجا هم منتشر کنم تا دیگران هم بتونن از اون استفاده کنند. پکیج پیش‌رو لوگو ۶۷ تیم شاغل در لیگ‌های فوتبال ایران (از لیگ برتر تا دسته دوم) است که با فرمت PNG و سایز ۵۱۲ در ۵۱۲ جمع آوری و اصلاح شده است.

تیم‌های موجود در این پکیج به ترتیب حروف الفبا:

برای مشاهده نماد هر یک از تیم‌ها می‌تونید روی اسم هر باشگاه کلیک کنید و یا کل بسته رو به صورت فشرده شده و یکجا از اینجا دریافت کنید.

در ضمن من استیکر تلگرامی با همین نمادها ساختم که از اینجا در تلگرام قابل نصب است.

چیز عجیبی که در هنگام پیدا کردن این لوگوها بهش برخوردیم این بود که تعداد زیادی از این باشگاه‌های به اصطلاح حرفه‌ای حتی یک سایت ندارند که لوگوشون در اون موجود باشه! ما به مدیران این دسته از باشگاه‌ها پیشنهاد می‌کنیم که در این مورد حتما اقدام کنند و ده‌ها سال از دنیا عقب نباشند و هواداراشون رو بیش از این زجر ندن!

جشن ۶ سالگی وارش اسپرت

دوشنبه ۲۹ شهریور از طرف وارش اسپرت (دیار وراش) قراره که جشنی برای تقدیر از هواداران باشگاه داماش گیلان برگزار بشه و از من هم دعوت شده که از طرف شرکت جنگل در این همایش بر روی صحنه صحبت کنم.

من به همراه بقیه دوستای جنگلیم حتما در این جشن شرکت می‌کنیم و از شما هم دعوت می‌کنم که اگر دوشنبه از ساعت ۵ غروب وقت‌تون آزاده حتما به این جشن بیاین و از برنامه‌های مختلف اون لذت ببرید.

جشن ۶ سالگی وارش اسپرت damash always alive

برنامه‌هایی مثل نمایش طنز گیلکی،‌ اجرای موسیقی توسط خواننده سرشناس گیلانی و… در این روز اجرا خواهد شد.

همینطور صحبت من در مورد یک سری خدمات تازه خواهد بود… (بیشتر از این نمی‌تونم توضیح بدم!)

جشن ۶ سالگی وارش اسپرت photo 2016 09 17 08 14 14

زمان: دوشنبه ۲۹ شهریور سال ۱۳۹۵ ساعت ۱۷

آدرس: رشت، میدان شهرداری، مجتمع خاتم الانبیاء، سالن وارش

نوروزبل ۱۵۹۰

خب مراسم جشن نوروزبل امسال (سال ۱۵۹۰) هم دیروز در هالی دشت لنگرود برگزار شد و مفترخم که منم در این رویداد شرکت داشتم. فردا روزیه که ما وارد سال جدید می‌شیم و من برای تمام دوستانم و ملت کاسپین آرزوی خوشی‌ها در این سال جدید رو دارم.

عیدی من و شرکت جنگل برای سال جدید بستر نرم افزاری تقویم گیلکی هست. من و همکارانم در جنگل در تلاشیم تا به زودی تقویم گیلکی را به صورت دیجیتال به کلیه پلتفرم‌های رایج بیاریم. در ضمن کلیه تقویم‌ها به صورت کاملا اپن سورس (منبع باز) عرضه خواهند شد و به همین خاطر سایر توسعه دهندگان نرم افزار گیلک نیز در آینده خواهند توانست که از کدهای ما استفاده کنند.

در ادامه تعدادی از تصاویر من با بچه‌های داماشی موجود است.