فحش‌خور باشیم! :)

فحش طبق تعریفی که ویکیپدیا فارسی از استیون پینکر و کتابش «پنجره‌ای به سرشت انسان» آورده است در ۵ دسته زشت‌گویی، هتاکی، بددهنی، دشنام تشدیدی و تخلیه احساسات دسته‌بندی می‌شود.

کسانی که زشت‌گویی و هتاکی می‌کنند هیچ نقطه منطقی در مقابل خود نمی‌بینند تا به خواسته و هدف خود دست یابند و در نتیجه خشم خود را به بیان اینگونه الفاظ خالی می‌کنند.

به عنوان مثال به بازی فوتبال نگاه کنید، تماشاگران زمانی به داور فحاشی می‌کنند که وی تصمیمی به ضرر آن‌ها گرفته است و آن‌ها فکر می‌کنند که با این تصمیم بازی را خواهند باخت.

در دنیای مجازی هم موضوع دقیقا به همین شکل است. فحاشان قشری هستند که از نظر شخصیتی توانایی مباحث منطقی را ندارند، زمانی که با یک مقاله، عکس یا مطلب مواجه می‌شوند که فکر می‌کنند به ضرر آن‌هاست و پاسخ منطقی در مقابل آن ندارند به سراغ فحش می‌روند. نمونه این افراد را به وفور در مقاله «فردوسی، شاعر برجسته، نژادپرست، یا هر دو؟!» دیدم. (که البته نظر بسیاری از آن‌ها را هرگز تایید نکردم.) افراد اصطلاحان پان فارسی که توهمات نژادی در ذهن داشته و برای حمایت از این عقاید حتی حاضرند که از نژادپرستی حمایت کنند.

اما سؤال مهمی که مطرح می‌شود این است که برای مقابله با این افراد چه باید کرد؟ پاسخ کوتاه و ساده‌ست: «فحش‌خور باشیم!» به همین سادگی!

زمانی که شخصی فحاشی می‌کند این معنی را می‌دهد که مطلب شما را پذیرفته است و هیچ بحث منطقی در مقابل آن ندارد. در نتیجه سعی می‌کند که با بیان واژگانی خود را تخلیه کند.  بهترین روش برای مقابله با این افراد نادیده گرفتنشان است زیرا با پاسخ به این افراد در درجه اول در حد همان‌ها پایین می‌آییم و در درجه دوم یک بحث منطقی وارد حاشیه می‌شود و بر روی اشخاص ثالث تاثیر منفی می‌گذارد.

همینطور این را در نظر بگیرید که با فحاشی یک فرد واقعا شما چیزی را از دست نمی‌دهید و چیزی از شما کم نمی‌شود.

در ضمن فراموش نکنید که اگر حوصله داشته باشید و یا به اندازه کافی پولدار باشید که بتونید برای خودتان یک وکیل دست و پا کنید به راحتی ‌می‌توانید این افراد رو به دادگاه بکشید. (با حکم دادگاه  حتی افراد پشت اسامی جعلی در اینترنت تا حدود زیادی قابل شناسایی هستند.)

زبان همه چیز یک فرهنگ؟

در روزهای گذشته عده‌ای منتسب به پان ترک‌ها بنری تحت عنوان خوش آمدگویی به زبان ترکی در پارک دانشجوی رشت نصب کردند و سپس سعی داشتند در گروه‌ها و کانال‌های خود در شبکه‌های اجتماعی، گیلان و رشت را یک شهر ترک نشین جلوه دهند که با برخورد شدید مردم و همینطور مسئولین رشت مواجه شد. در گام نخست جملات ترکی توسط مردم مخدوش شد و در گام نهایی این بنر به دستور شهرداری رشت کنده شد و عاملان آن مورد پیگرد قضایی قرار گرفتند.

استدلال پان ترک‌های پشت این جریان در نوع خود جالب است. آن‌ها می‌گویند که بسیاری از تالش‌ها و گیلک‌های غرب گیلان به زبان ترکی صحبت می‌کنند پس ترک‌ها در گیلان زیادند! اما حقیقت چیست؟

طبق نظرسنجی سال ۱۳۸۹ طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان گیلان به قرار زیر بود: ۴٫۵ فارسی‌زبان، ۷٫۹ ترک، ۰٫۹ کرد، ۰٫۲ عرب، ۸۵٫۹ شمالی شامل گیلک، تالش، تات و ترکمن و ۰٫۷ بدون جواب بودند.

 پس در خوشبینانه‌ترین حالت از منظر پان ترک‌ها فقط چیزی حدود ۷ درصد از جمعیت گیلان ترک هستند. ولی آیا این یک آمار صحیح است؟

برای پاسخ به پرسش فوق ابتدا باید ببینیم که نژاد چیست؟ در تعاریف اولیه، نژاد به معنی تفاوت‌های ظاهری مبتنی بر DNA است. ولی آیا این مسئله در مورد کشور ایران صادق هست؟ واقعا چند درصد از مردم کشور از نظر پارامترهای ظاهری مانند رنگ پوست، حالت چشمان و… با هم متفاوت هستند؟

در حال حاضر تقسیم بندی‌های نژادی و قومی ایران نه بر اساس ساختار DNA بلکه از نظر فرهنگی است. این مهم نیست که جد شما گیلک، فارس، ترک، کرد، عرب و… بوده، مهم این است که در حال حاضر شما خودتون رو متعلق به چه فرهنگی می‌دانید. اما سؤالی که اینجا مطرح می‌گردد این است که فرهنگ چیست؟

فرهنگ متشکل از پارامترهای زیادی است. به طور خلاصه نمودار زیر به زبان ساده نشان می‌دهد که فرهنگ چیست:

زبان همه چیز یک فرهنگ؟ Culture doole lowe

در این نمودار آمده است فرهنگ بر اساس ارزش‌ها و طرز فکر، مذهب، زبان، تحصیلات، زیبایی شناسی، سازمان‌های اجتماعی، فن‌آوری و فرهنگ مادی و قوانین و سیاست به وجود می‌آید.

همانطوری که روشن است زبان تنها یکی از ۸ رکن اصلی یک فرهنگ است ولی تمام آن نیست! به سبک زندگی، آداب و رسوم، اعتقادات و… مردم آستارا، تالش  و همینطور بخشی از شهرهای استان‌های اردبیل، قزوین، زنجان و البرز بیاندیشید. نزدیکی بیشتری به مردم رشت، لاهیجان، رامسر،‌چالوس، بابل و ساری دیده می‌شود و یا نزدیکی با مردم اردبیل و تبریز و ارومیه؟

آیا این درست است که مردم مصر را که فرهنگ و نژاد آفریقایی دارند به خاطر مذهب و زبان عرب بنامیم؟ آیا صحبت کردن به زبان عربی باعث می‌شود که مردم مصر عرب تصور شوند؟ آیا انگلیسی صحبت کردن مردم هند در مکاتبات رسمی باعث می‌شود تا آن‌ها را بریتانیایی بنامیم؟

این‌ها همگی پرسش‌هایی هستند که پاسخ به آن‌ها این امکان رو به ما میده تا جلوی هرگونه حرکت «پان گونه» ایستادگی کنیم.