مرحله ۱.۵ از چالش ATmega16A

خیلی وقته که در مورد چالش ATmega16A ننوشتم. دلیل این مسئله چیزی نیست جز درگیری بیش از حدم در جنگل. البته این چالش به مراحل نسبتا جالبی رسیده ولی من هنوز فرصت نکردم که خلاصه‌ای از مراحل انجام شده رو به صورت پست بنویسم.

بهتر دیدم که برای فاصله نگرفتن از این چالش ویدیویی کوتاه از یکی از کارهای انجام شده رو از آپارات جنگل در اینجا قرار بدم.

در آینده در خصوص این چالش و روش ساخت این کاردستی بیشتر خواهم نوشت.

مرحله اول از چالش ATmega16A

قبلا در خصوص تصمیم در مورد آغاز چالش جدیدم در حوزه الکترونیک نوشتم و مطلب پیش‌رو در خصوص اولین تلاشم است.

برای آغاز این کار نیاز به تهیه لوازم اولیه داشتم. با توجه به محتوای درون کتاب‌های دانشگاهی، مشاوره با دوستان و آشنایان و… به لیست زیر رسیدم:

  • پروگرامر
  • میکروکنترولر مدل ATmega16A
  • آداپتور
  • برد بورد
  • هویه و سیم لحیم
  • ولت‌متر و اهم‌متر
  • سیم سوسماری
  • سیم رابط برد بورد
  • سیم لخت‌کن
  • سیم چین
  • LED رنگی ۳ ولت
  • مقاوت
  • کلید
  • جعبه ابزار

تهیه لیست فوق حدود ۱۶۰ هزار تومان هزینه داشت.

پروگرامر وسیله‌ای است که با استفاده از اون میشه کدهایی که در نرم افزار CodeVision نوشته‌ایم رو به میکروکنترولرمون (در این مورد ATmega16A) انتقال بدیم. خوشبختانه کار با پروگرامر رو با پرسیدن چند سؤال ساده از فروشنده یاد گرفتم!

برد بورد برای تست مدارهای الکترونیکی است. به کمک برد برد میشه به راحتی و بدون لحیم کاری قطعات رو به هم متصل کرد.

بعد از اینکه فهمیدم چطوری میشه یک میکروکنترولر رو برنامه نویسی کرد (در واقع فهمیدم که چطوری میشه کدها رو بهش انتقال داد!) نوبت این بود که اولین برنامه آزمایشیم رو بنویسم.

برنامه‌ای برای روشن و خاموش کردن یک LED نوشتم و بعد از انتقال کدهای برنامه به ATmega16A مدار رو بر روی برد بوردم بستم و در نهایت مدار رو به منبع انرژی وصل کردم واتفاقی که افتاد این بود که…
“هیچ اتفاقی نیفتاد!”

خیلی برام عجیب بود که همه چیز منطقی طراحی شده ولی LED روشن نشده. پس از کمی تلاش و تغییر مدار باز هم اتفاق عجیب‌تری افتاد! این بار کل پایه‌ای میکروکنترولر روشن بودند و عمل delay هم اتفاق نمی‌افتاد!

با کمی جستجو متوجه شدیم که جریان زیادی به میکروکنترولر و برد بورد دادیم و هر دوتای اونا رو سوزوندیم! همینطور متوجه شدیم که برای کم کردن جریان باید از همون فرمول دبیرستان یعنی V = I x R استفاده کرد!

خب فهمیدن این موضوع برای ما قیمتی معادل سوزوندن یه برد بورد و میکروکنترولر داشت ولی فکر کنم کاملاً ارزشش رو داشت!

چالش جدید من در جنگل – ATmega16A

چند وقتی هست که حسابی وسوسه شدم تا به سراغ برنامه نویسی میکروکنترولرها برم. این وسوسه یک علاقه شخصی برای آرما و یک دید تجاری برای علیرضا مؤید احمدی به عنوان مدیر عامل جنگل هست.

به همین خاطر یک چالش تازه را در جنگل استارت زدم. من باید بتونم تا پایان سال آینده (سال ۱۳۹۵ شمسی) به این توانایی‌ها برسم:

  • نحوه صحیح اتصال میکروکنترولر به منبع انرژی
  • فعال/غیر فعال کردن ماژول‌هایی که بیش از حد استاندارد خروجی میکروکنترولر نیاز به ولتاژ و جریان دارند.
  • ارسال/دریافت داده از طریق مادون قرمز
  • ارسال/دریافت داده از طریق SMS
  • ارسال/دریافت داده به کامپیوتر
  • ارسال/دریافت داده از طریق امواج رادیویی
  • دریافت داده از طریق صفحه لمسی
  • پخش صداهای مورد نیاز
  • ساخت ماشین کنترلی اسباب بازی
  • دریافت تصاویر از طریق دوربین به صورت بیسیم
  • کار با سلول‌های خورشیدی
  • ساخت تایمر (ساعت زنگ‌دار)
  • اتصال چند میکروکنترولر به یکدیگر

بر کسی پوشیده نیست که مباحث الکترونیک بسیار فراتر از این عناوین هست ولی این‌ها انتخابات شخصی من هستند و صرفا به این دلیل وارد این لیست شده‌اند که من به آن‌ها علاقه‌مندم.

میکروکنترولری که در این مدت باهاش کار خواهم کرد ATmega16A نام دارد و برنامه‌های درونش رو هم با محیط CodeVision و به زبان C خواهم نوشت.

بدیهیه که من به خطار مشغله‌هایی که دارم به صورت تمام وقت بر روی این چالش کار نمی‌کنم. همینطور باید بگم که من هیچ تجربه و دانشی در مبحث الکترونیک ندارم، پس در مدت یک سال آینده نه تنها باید روی مباحث فوق کار کنم بلکه باید مباحث پایه‌ای الکترونیک رو هم یاد بگیرم!

سعی می‌کنم که در آینده در خصوص هر یک از موارد فوق و موفقیت‌ها و شکست‌هام توی هر کدامشون اینجا بنویسم.